ویژگی های افراد خلاق :
صاحب نظران توافق كاملی دربارة ویژگی های ثابث افراد خلاق ندارند . در یك بررسی
«ترادیف
و استرنبرگ» نظر صاحب نظران را دربارة ویژگی های افراد خلاق و تأكیدهای
بیشتری كه دانشمندان روی آنها داشته را گردآوری كرده اندكه این ویژگی ها
عبارتند از :
1
-دارای گنجایش ، هنر و فكر زیادی هستند . ( تیزهوش تر از دیگران )
2-
هوشیاری نسبت به نوآوری و شكافتن دانش
3- تهیة ساختارهای جدید
4- استفاده از بینش درونی
5-چراگفتن
6- احساس مسئولیت نسبت به خود و دیگران
7- ریسك پذیری
8- استفاده بهینه از فرصت ها و موقعیت ها
9- توانایی حل مشكلات و تركیب راه حل ها
10- تمایل به موفقیت و رشد و شكوفایی
11- توانا در ارائة راه حل های خلاقانه برای حل مشكلات
12- حساس نسبت به مسایل سیاسی و اجتماعی
13-اعتماد به نفس
14-ثبات عاطفی
15-اصالت و نوآوری در فكر و عمل
16-انعطاف پذیری
17-به غرایز خود تسلط بیشتری داشته ، شخصیت رشدیافته تری دارند و كمتر دارای اختلال روحی و روانی می شوند .
«استینر» عواملی از قبیل :
1-سلاست و روانی ادراكی
2-انعطاف پذیری ادراك
3-ابتكار
4- ترجیح دادن پیچیدگی نسبت به سادگی
5-استقلال رأی و داوری
را از مهمترین ویژگی های افراد خلاق می داند .
ویژگی های معلم علاقمند به خلاقیت :
برخی ویژگی های معلم علاقمند به خلاقیت که داشتن آن ها به بازدهی بیشتر کلاس و تدریس او می انجامد، موارد زیر است :
1- فردی انتقادپذیر باشد .
2-تحمل عقاید نو دانش آموزان را داشته باشد.
3-از صبر و تحمل بالایی برخوردار باشد.
4- به تفاوت های فردی و منحصر به فرد بودن تک تک دانش آموزان اعتقاد داشته باشد.
5-از انگیزه ای قوی برخوردار باشد.
6- پذیرای ایده ها و نظرات غیر عادی دانش آموزان خود باشد.
7- دوست دار هنر و زیبایی شناسی باشد.
8-تا حد امکان به دانش آموزان خود آزادی عمل بدهد.
9- در چند زمینة مختلف معلومات و مهارت داشته باشد .
10- برای هر دانش آموز احترامی ویژه قائل باشد .
11-خیال پردازی دانش آموزان را تشویق کند.
12-در مواقع لزوم بتواند کودکانه بیاندیشد و کودکانه عمل کند .
13- به دانش آموزان خود اجازه دهد که گاهی اشتباه کنند.
معلم دوست دار خلاقیت معتقد است كهاگر به دانش آموزان كلاسش اجازة اشتباه کردن را بدهد ، بزرگترین چیزها را به آن ها آموخته است .
نقش محیط كلاس در پرورش خلاقیت :
محققان
معتقدند همة انسانها در كودكی از استعداد خلاقیت برخوردارند ، امّا نبود
محیطی مناسب ، بی توجهی به این توانایی و عدم تقویت آن مانع ظهورش می شود .
محیط مساعد برای ایجاد رفتارهای خلاق را می توان از راه های گوناگون به
وجود آورد و باید آن را بر اساس اصولی بنا كرد كه به رفتار خلاقانه منجر
شود . محیط یا جوّی كه به تحقق چنین هدفی می انجامد باید 3 عامل فیزیكی ،
عامل فكری – عقلانی و عامل عاطفی را مدنظر داشته باشد .
الف)
عامل فیزیكی : ساختار فیزیكی كلاس ، می تواند در تسهیل فرایند یادگیری
خلاق نقش بسیار مهمی ایفاء كند . فضای كلاسها باید طوری ترتیب داده شود كه
موجب برانگیختن قوای خلاق دانش آموزان شود و معلم بتواند انواع فعالیت های
مجازی را كه در نظر دارد ، انجام دهد .
هر
یك از كلاسهای موجود را می توان به طریقی سازمان داد كه بتوانند فضایی را
كه لازمة بروز خلاقیت است ، برای دانش آموزان فراهمكنند .قرار دادن محركات
بصری در كلاس ، ترتیب چیدن میز و صندلی ها و اختصاص فضای لازم برای فعالیت
دانش آموزان ، از جمله مواردی هستند كه باید به آنها توجه كرد .
عامل
مهم دیگر، برای فراهم كردن جوّ فیزیكی كلاس ، پیش بینی وسایلی است كه
بتوان از طریق آنها آثار دانش آموزان را به معرض نمایش گذارد . وسایلی نظیر
: تخته ماهوتی ، میز ، قفسه و جعبه مقوایی . در واقع هر آنچه كه بتوان از
آن برای مهم تر جلوه دادن نمایش اختراعات و آثار شاگردان استفاده كرد ، به
تحقق این منظور كمك خواهد كرد .
ب) عامل فكری –
عقلانی : به طور كلی ساختار فكری كلاس زمانی می تواند موجب رشد خلاقیت
دانش آموزان شود كه نیرویتفكر و اندیشه را در آنها تقویت كند . به این
منظور ، معلم باید مسایلی را در كلاس طرح كند كه به تحقیق و تأمل نیاز
داشته باشند . جوّ عقلانی مطلوب آن است كه بتواند دانش آموز را برانگیزد .
در واقع ، انگیزه هایی كه به دانش آموزان یك كلاس داده می شود ، در آغاز
حتماً باید به موفقیت بینجامد ، از این طریق ، دانش آموز وادار می شود به
كوشش های خود ادامه دهد ، ریسك كند ، تجربه كند و در رویارویی با مسایل
پیچیده ، شور و اشتیاق بیشتری به خرج دهد .
ج)
عامل عاطفی : ساختار عاطفی مناسب در كلاس ، می تواند توانایی خلاقیت را در
همة دانش آموزان شكوفا سازد . جوّ عاطفی ، آن است كه دانش آموزان در آن
احساس امنیت كنند و قادر باشند نسبت به محرك های فیزیكی و عقلانی ارائه شده
از طرف معلم و همسالان ، واكنشی مطلوب از خود نشان دهند .
یكی
از اساسی ترین قدم ها در این زمینه ، پرورش حس كنجكاوی است . از نمودهای
بارز و اساسی كنجكاوی ، سؤال كردن و یافتن پاسخ است . برای تقویت كنجكاوی ،
ایجاد فرصت تجربه و تحقیق ضروری است .
دانش
آموزباید بتواند به مشاهده ، آزمایش و جستجوی محیط و اشیای اطراف خویش
بپردازد . به طور كلی برای پرورش رفتار خلاق و جوّعاطفی كلاس باید شرایطی
فراهم آورد كه دانش آموزان ضمن آن بتوانند احساس ارزش ، تعلق و قدرت كنند .
آنها باید در این محیط اعتماد به نفس كسب كنند .
سرگرم
شدن و بازی و درگیری با پیچیدگی ، جنبة دیگری از جوّ عاطفی به شمار می رود
كه لازمة ظهور خلاقیت است . بنا بر این معلمان باید با طرح مسایل و
مفاهیمی كه به تدریج مشكل می شوند ، زمینة درگیری فكری را برای دانش آموزان
فراهم آورند و آنها را به تلاش و پشتكار برای حل مسایل و ابهامات تشویق
كنند .
مدرسه و خلاقیت :
مدرسه
نقش بسیار مهمی در شكوفایی و باروری خلاقیت دانش آموزان ایفاء می كند .
مدرسه می تواند تفكر خلاق را پرورش دهد و افرادی كاوشگر ، آفریننده ، نوآور
و مولّد تربیت كند . مدرسه به عنوان واحد عملیاتی نظام آموزشی و به عنوان
مكانی كه تعلیم وتربیترسمی درآن جریان دارد ، می تواند قدرت اندیشه و
مهارتهای ذهنی دانش آموزان خود را چنان تقویت كند كه به راحتی بتوانند برای
دست یافتن به راه حل های مناسب و واقع بینانه ، به خلق ایده های نو
بپردازند .
به
طور كلی فلسفة دیدگاه ها و روش هایی كه در مدرسه استفاده می شوند و جوّ یا
شرایطی كه بر آنها حاكم است ، تأثیر زیادی بر تفكر خلاق دارد .
یك مدرسه كه برنامة مرتّب ، اعضای متعهد و معلمان مسئول دارد ، بهترین محیط برای پرورش خلاقیت دانش آموزان است .
برای
اینكه مدرسه بیشترین نقش را در پرورش خلاقیت داشته باشد ، روان شناسان
پیشنهاد كرده اند مسائلی كه در مدرسه به یادگیرندگان ارائه می كنند ، طبقه
بندی شود و دستاوردهای خلاق آنان مورد تشویق قرار گیرد .
همچنین مدارس نباید تجارب كودكان را به موارد بخصوصی محدود كنند و نسبت به اختلافات فردی یادگیرندگان با احترام برخورد كنند و در پرورش استعداد های ویژه آنان بكوشند.
نقش معلم در پرورش خلاقیت :
معلم
در اعطای توانایی به فرزندان بشر همان نقش طبیعت مهربان را بازی می كند .
با مهرورزی های آهسته و آرام و رهنمودهای در خور و شایسته ، توانمندی های
بالقوه و نهادینة هر كودك و نوجوان را پالایش می دهد ، جلوه و جلا می بخشد و
هر یك را به وادی توانایی رهنمون می سازد .
اخیراً
پژوهش های بسیاری در زمینة خلاقیت انجام گرفته است تا مشخص شود كه آیا
می توان خلاقیت را آموزش داد و اگر می توان ، چگونه؟ و نتیجة اكثرشان این
بوده است كه خلاقیت را می توان آموزش و هم پرورش داد .
نتایج
تحقیقات نشان داد كه مربیان باید برای پرورش خلاقیت به دانش آموزان امكان
تفكر دهند و تا حد امكان آنان را از انجام فعالیتهای قالبی و از پیش تعیین
شده بر حذر دارند . مربیان با محدود نكردن كودكان در محیط آموزشی و فراهم
كردن وسایل متنوع برای آنها ، می توانند به طور غیرمستقیم موجب از قوّه به
فعلیت درآمدن خلاقیت در كودكان شوند .
شاید
بتوان اظهار نمود ، قلب عملكرد معلم در رابطه با خلاقیت ، شیوه های تدریس
مناسب او است . به طور كلی ، برای پرورش خلاقیت لازم است ، روشهای تدریس
اكتشافی و فعّال كه مبتنی بر فعالیت دانش آموز است ، محور تدریس قرار گیرد
تا بتوان به یادگیری توأم با خلاقیت دست یافت .
به
همین منظور ، ضرورت دارد كه معلمان روشهای تدریس خلّاق را بشناسند تا از
آنها در كار خویش بهره ببرند ، روشهایی چون مغایرت ها ، تمثیل و جستجوی
تصادفی ،تدریس فنون آموزش خلاقیت نیز می تواند تمرین بسیار مناسبی باشد .
انواع شیوه ها مانند یورش فكری ، الگوی بدیعه پردازی (سینكتیگز) و فهرست
سؤالات را می توان در كلاس آموزش داده و تمرین كرد . به طور كلی معلمان
باید فرصتهایی برای حل مسایل ایجاد كنند كه نیازمند تفكر خلاق باشد . شیوة
حل مسأله در اغلب برنامه های درسی قابل اجراست .
معلمان
همچنین باید تلاش كنند مطالب آموزشی را با توجه به كاربردشان در مسایل
واقعی زندگی آموزش دهند . به طوری كه دانش آموز بتواند در موقعیت های زندگی
، از آنچه در كلاس آموخته استفاده كند .
نقش مدیر در پرورش خلاقیت :
نقش
مدیریت در مجموعههایی كه خلاقیت و نوآوری از ضروریات و عوامل اصلیاست
بسیار مهم و حساس است زیرا مدیریت میتواند توانایی و استعداد خلاقیت و
نوآوری را در افراد ایجاد، ترویج و تشویق كند و یا رفتار و عملكرد او میتواند مانع این امر
حیاتی شود. هنر مدیرخلّاق عبارت است از استفاده از خلاقیت دیگران و پیدا
كردن ذهنهای خلاق. مدیر خلاق باید فضایی بیافریند كه خودش بتواند خلاق
باشد و افرادسازمان را هم نیز برای خلاقیت تحریك كند و این فضا، فضایی است
كه از كار روزمره به دور است و به نحوی تفویض اختیار میكند تا هر كسی خود مشكل خودش را حل كند.
برای این
كه افراد در سازمان به تفكر بپردازند باید محیطی ایجاد شود كه در آن به
نظریات و اندیشهها امكان بروز داده شود. یكی از شیوههای بسیار مهم و
پرجاذبه پرورش شخصیت انسانها و همین طور خلاقیت و نوآوری و حتی رشد اجتماعی مشورت است و بدون تردید افرادی كه اهل مشورت هستند از عقل و فكر بیشتری برخوردارند و آنان كه اهل آن نیستند از
این امتیاز بهرهای ندارند. یك سازمان خلاق تا اندازه زیادی به خودكنترلی
كاركنانش وابسته است. خودكنترلی خودش را در خواستن و تمایل برای ارائه
ابتكار و خلاقیت به نمایش میگذارد.
مدیران میتوانند هر سه مولفه خلاقیت یعنی تخصص، مهارتهای تفكر خلاق و انگیزش را تحت تأثیر قرار دهند. اما واقعیت آن است كه تأثیرگذاری بر دو مولفه اول بسیار دشوارتر و وقت گیرتر از انگیزش است. انگیزش درونی را میتوان حتی با تغییرات جزیی در محیط سازمان به طور قابل ملاحظهای افزایش داد. این بدان معنا نیست كه مدیران باید بهبود تخصص و مهارتهای تفكر خلاق را فراموش كنند. اما زمانی كه اولویت بندی در اقدام مطرح میشود، آنها باید بدانند كه اقدامات مؤثر بر انگیزش درونی، نتایج فوری تری را موجب خواهند شد.
خانواده و خلاقیت :
بدون شك خانواده مهم ترین نقش را در كنترل و هدایت تخیل و ظهور خلاقیت دارد . اگر خانواده فرصت های لازم را برای سوال كردن ، كنجكاوی و كشف محیط به كودكان بدهد و هرگز آنها را تنبیه نكند
، زمینه را برای رشد خلاقیت فراهم می كند. تنبیه و تهدیدهای مكرر ، آفت
خلاقیت هایذهن است . فرزندان خلاق در خانه به آرامش روانی ، اطمینان خاطر و
اعتماد به نفس قوی نیاز دارند. هر چند شواهد كامل نیست ، اما برخی تحقیقات نشان می دهد كه والدین كودكان خلاق در رفتار خود هماهنگی بیشتری نشان می دهند ، كودكان خود را آن گونه كه هستند قبول دارند و آنها را به كنجكاوی درباره اشیاء و امور تشویق می كنند و كودكان خود را در انتخاب موضوعات مورد علاقه آزاد می گذارند و كارها و برنامه های آنان را تحت نظر دارند و پیگیری می كنند. لذا شایسته است والدین تا آنجا كه امكان دارد كودكان خود را مستقل بار آورند و در ایجاد اعتماد به نفس، آنان را یاری كنند و دستاوردهای آنان را با آغوش باز پذیرا شوند و هنگام شكست ، به جای سرزنش ، راهنما و راهگشای مشكلات كودكان خود باشند ، تا كودكان بتوانند ضمن احساس ارزشمندی در انجام كارها ، راه حل ها و عقاید غیر معمول و دور از ذهن را نیز بیازمایند ، چراكه چنین كارهایی پایه و مایه اصلی خلاقیت است .
عوامل مؤثر در خلاقیت افراد :
«روبرت جی استرنبرگ» و «لیندا ای اوهارا» در بررسیهای خود شش عامل را در خلاقیت افراد مؤثر دانستهاند:
1- دانش: داشتن دانش پایهای در زمینهای محدود و كسب تجربه و تخصص در سالیان متمادی.
2- توانایی عقلانی: توانایی ارائه ایده خلاق از طریق تعریف مجدد و برقراری ارتباطات جدید در مسائل.
3-سبك فكری: افراد خلاق عموماً در مقابل روش ارائه شده از طرف سازمان و مدیریت ارشد، سبك فكری ابداعی را بر میگزینند.
4-انگیزش: افراد خلاق عموماً برای به فعل در آوردن ایدههای خود برانگیخته میشوند.
5-شخصیت: افراد خلاق عموماً دارای ویژگیهای شخصیتی مانند مصرّ بودن، مقاوم بودن در مقابل فشارهای بیرونی و داخلی و نیز مقاوم بودن در مقابل وسوسه همرنگ جماعت شدن هستند.
6- محیط : افرادخلاقعموماً در داخلمحیط هایحمایتی بیشتر امكان ظهور مییابند.
این محققان مشخص كردند كه عمدهترین دلیل عدم كارایی برنامههای آموزش خلاقیت تاكید صرف این برنامهها بر تفكر خلاق به عنوان یكی از منابع مؤثر در خلاقیت میباشد .
موانع خلاقیت و نوآوری :
گاه
در خانواده ها و محیطهای آموزشی شرایطی فراهم می گردد كه نه تنها به پرورش
خلاقیت كمك نمی كند بلكه این موهبت الهی را سركوب می نماید .
بزرگترین
مانع برای رشد خلاقیت ، ارزیابی از آن است . این ارزیابی چه مثبت و چه
منفی ، می تواند كودك را به سمت خلاقیت كمتر هدایت كند . آزمایشها نشان
داده است كه حتّی احساس مشاهده شدن در حین انجام كار ، می تواند تأثیر منفی
بر روی خلاقیت بگذارد .
عامل
مهم دیگری برای از بین بردن خلاقیت ، پاداش است . اكثر مردم این تصور را
دارند كه پاداش باعث بهبود عملكرد می شود . امّا همیشه این طور نیست .
استفاده از مشوقهای بیرونی باعث می شود میل و انگیزه های درونی و محركهایی
كه موجب خلاقیت و اعتماد به نفس می شود ، از بین برود .صاحب نظران اعتقاد
دارند كه پاداش ، خصوصاً در مواردی كه به خوبی استفاده نشود ، انگیزه های
درونی افراد را به ویژه در انجام فعالیتهای بدیع و خلاقانه ، ازبین می برد .
تعریف
و ستایش نیز گاهی اوقات اثرات مخربی بر دانش آموزان دارد . كودكانی كه به
طور مداوم از سوی خانواده یا معلمان مورد تعریف و تمجید قرار می گیرند می
آموزند كه فقط كارهایی را انجام دهند كه مورد توجة والدین یا معلمین می
باشد . این قبیل دانش آموزان در آینده از خلاقیت كمتری برخوردار خواهند شد .
آنها یاد می گیرند كه در زندگی آینده به جای خلاقیت و ابتكار ، خود را با
شرایط سازگار كنند و تنها به دنبال اموری باشند كه تعریف و ستایش برای آنها
به ارمغان بیاورد .
از
دیگر موانع رشد خلاقیت ، رقابت است . رقابت مجموعه ای از ارزیابی و پاداش
است . غالباً رقابت زمانی به وجود می آید كه مردم احساس كنند كار آنها در
مقابل كار دیگران مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت و به بهترین آنها پاداش
تعلق می گیرد . رقابت امری است كه ما هر روز در مدارس خود آن را مشاهده می
كنیم .
محدودیت
در انتخاب نیز باعث هدر رفتن خلاقیت می شود . محدود شدن انتخاب و ایجاد
فشار برای یادگیری ، خلاقیت را نابود می كند . فشارهای خانواده و مدرسه
برای حفظ مطالب و یادگیری آنها ، بر كودكی كه سطح بالایی از انگیزه های
درونی را ندارد ، آثار مخربی بر جای خواهد گذاشت .
فشارهای خارجی ، بدترین عامل برای سركوب خلاقیت است .
عدّة
زیادی از والدین ، فرزندان خود را به سمتی هدایت می كنند كه فكر می كنند
آنان در آن زمینه موفق می شوند هرچند كه آن مسیر مورد علاقة كودكانشان
نباشد . البتّه شاید كودك به موفقیت برسد امّا به رضایت نخواهد رسید و
واقعاً خلاق نخواهد شد .
توصیف برخی از عوامل مانع خلاقیت :
بسیاری چنین میپندارند که ابداع ، خصوصیت ذاتی برخی افراد است که با این توانایی متولد میشوند . در صورتی که مدتهاست ثابت شده است که این استعداد در نوع بشر به اندازه حافظه عمومیت دارد و میتوان آنرا با کاربرد اصول و تکنیکهای معینی ، با ایجاد طرز فکرهای جدید ، با اجتناب از عادات و عواملی که این استعداد را خفه میکند، و با کاربرد مداوم آن پرورش داد. اما درعین حال علاوه بر موارد ذكر شده فوق ، عوامل دیگری مانع خلاقیت میشوند كه به توصیف آن می پردازیم :
« عادات پیشین مانع حل مسئله اند . »
یکی از دلایلی که ما هر چه بیشتر رشد میکنیم، خلاقیتمان کمتر میشود آن است که قربانی عادات میشویم. در نتیجة تحصیلات و تجارب عوامل بازدارندهای در ما ایجاد میشود که طرز فکر ما را به سوی جمود میکشاند. این عوامل در هنگام برخورد خلاق ما با مسائل ، مانع ایجاد میکنند. این نوع مانع را به اسامی مختلف شناسایی نمودهاند. از جمله میتوان به لجاجت درطرز کار اشاره کرد. روان شناسان تجربی آن را به نامها جمود در حل مسائل ، مکانیزاسیون ، سرسختی و توقف نامیدهاند .
« دلسرد کردن خود به عنوان یک عامل بازدارنده »
تجربه
رهبران خلاقیت ، آنان را در مورد این واقعیت تحت تأثیر قرارداده است که
بسیاری از مردم خلاقیت خود را با دلسرد نمودن خویش تحلیل میبرند. کوششهای
خلاق ما ، مادام که تقریباً همه گرایش به دلسرد کردن آن دارند، با مانع
مأیوس کننده کافی روبرو است. لیکن دلسرد کردن به دست خویش غالباً نیروی
عجیب خفه کنندهای برای خلاقیت است .
« کمرویی مانع خلق ایدههاست . »
در اغلب موارد کمرویی از تردیدهای واقعی افراد دربارة استعداد خلاقشان سرچشمه میگیرد. قطعاً تردیدی وجود ندارد که ما دارای استعداد و قدرت تصوّر هستیم و نیز میتوانیم آنرا در صورتی که اراده کنیم بکار بریم. لیکن حتّی وقتی ایدهای به نظرمان میرسد، غالباً به علت شک و تردید آنرا بروز نمیدهیم . ترس از کمرویی ، گرایش به متوقف ساختن ما پس از یک پروژه خلاقیت را در پی دارد .
« نزدیکان بهترین مشوقین هستند و برعکس . »
دلسرد کردنهایی که بیش از همه در تخریب خلاقیت مؤثّرند آنهایی هستند که از طرف افرادی که به آنان علاقمند هستیم ، سرچشمه میگیرد. در داخل خانوادهتشویق باارزش تر از هر جای دیگر است. غالب ما در کودکی به نحو بارزی خلاق هستیم. با این وجود بسیاری از ما وقتی بزرگ میشویم غیرخلاقیم. یکی از دلایل آن عبارت است از آنکه در جامعه ، روی اهمیت ایدهها تاکید نشده است. دلیل دیگر آن است که غالب والدین یا به صورت فعال در دلسرد کردن کودکان خود و یا حداقل در عدم تشویق فعالانه آنان مقصر هستند. روان شناسان بر اهمیت ارتقاء اعتماد به نفس کودکان تأکید نمودهاند.
منـابـع :
1-ماهیت خلاقیت و شیوه های پرورش آن – نوشته : افضل السادات حسینی – چاپ دوم مشهد 1381 – انتشارات آستان قدس رضوی
2-پرورش خلاقیت – نوشته : علی كریمی – چاپ اول تهران 1384 – انتشارات رسانة تخصصی
3- پرورش استعداد همگانی ابداع و خلاقیت – نوشته : الكس ، س .اسبورن – ترجمه : حسن قاسم زاده – انتشارات نیلوفر
۴-مقالة فراغت ، تحرك و خلاقیت – نوشتة : مریم بهارستانی – ماهنامة پیوند – تابستان 1385
5-نقش خلاقیت در الگوهای تدریس – نوشته : محمدرضا كیوانفر – مجموعه مقالات سمپوزیوم نقش آموزش ابتدایی و جایگاة مطلوب آن در جامعه – 1374
6- ویژگی های شخصیتی و خلاقیت های ذهنی – نوشته : دكتر غلامعلی افروز – نشریة آموزش بزرگسالان
7-فصلنامة پیام جامعه– دبیرخانة راهبری درس علوم اجتماعی – سازمان آموزش و پرورش استان بوشهر– پاییز
طبقه بندی:
آموزشی،